چگونگی ورود به پارکینگ جلو و عقب

سلام دوستان من این نوشته راکه ترجمه شده است برایتان ارسال می کنم وامیدوارم حسابی خوشتان بیاید اسم من جو استوارت است و ودوستان مرا ” جواس ” صدا می کنند من سیاهپوست هستم ودر کالیفرنیا زندگی می کنم این داستان بازمی گردد به دوران شروع 17 سالگی من دراین سن کم کم یک حس غریبی اومده بود سراغم وبه تن واندام زنان خیلی نگاه می کردم گاهی هم کیرم نیمه بلند می شد و بعدش می خوابید معلم درس فیزیو لوژیک ما یک خانم بود بنام مارگریت که دوست داشت اونو ماری صدا کنند ماری یک زن 45 ساله خوش کس وکون بود وممه های درشتی هم داشت من کم کم رفته بودم توکار مری وهروقت نگاهش می کردم کیرم نیم خیز می شد مری خیلی خوش اخلاق بود اما خیلی هم جدی یک روز که یک لباس سینه باز وشلوار تنگ پوشیده بود من خیلی خوشم اومد وهمه اش به کس وکون وسینه هاش نگاه می کردم واصلا حواسم به درس او نبود انروز درس مری اندام شناشی عضلانی بود ودرباره عضلات صحبت می کرد ومن فقط همین یادمه وبقیه اش همش حواسم به کس وکون مری بود و تورویا مجسم می کردم که دارم ازکون می کنمش واونهم هی بازم بازم می کنه که یکدفعه سرم داد زد : اوی جو اس ازتو سئوال کردم من یکدفعه از رویا بیرون امده وگفتم : چی ؟ ببخشید من حواسم پرت بود ببخشید مری یک چشم غره ای بمن رفت وگفت : هرجاهستی بیا توکلاس وحواست جمع باشه ومن گفتم ببخشید حتما گذشت وتاکلاس تمام شد وشاگردان یکی یکی خارج شدند ومن هم تصمیم گرفتم شانس خودم رابا یک نقشه اجرا کنم وقتی همه رفتند به مری نزدیک شدم وگفتم : خانم من یک سئوال خصوصی درمورد فیزیولوژی دارم می توانم بپرسم؟ راستش به مری که نزدیک شده بودم بوی عطزش باعث شده بود کیرم واقعا راست راست بشه مری یک کمی فکز کرد وبعد یک نیم نگاهی هم به جو کوچولوی بلند شده کرد وگفت : الان واینجا نمی شه ولی اگر بخواهی می توانم برایت یک وقت ملاقات بگذارم تا به سئوالت پاسخ بدهم منهم گفتم خوبه موافقم بعد مری رفت دفتر یاداشت خودرا برداشت وورق زد ودریک صفحه یاداشتی نوشت وبمن گفت : دوروز دیگه شنبه ساعت 7 خوبه ؟ من فورا گفتم عالیه وبعد یک ادرس روی یک کاغذنوشت وگفت : اپارتمان 700 طبقه 4 واحد دو شماره 66 یادت نره سروقت بیایی من هم خوشحال خوشحال یاداشت را گرفتم وتشکر کردم و زدم بیرون توی این دوروز همه اش حواسم به کس وکون وپستون مری بود و انگار مری داشت دائم جلوم لخت لخت رژه می رفت خلاصه درروز موعود من حموم کردم و پشمای کیرم راهم که تازه رشد کرده بود تیغ انداختم و رفتم جلوی ایینه کمی باکیرم وررفتم یکدفته توخیال مری رالخت تو ائینه دیدم که بمن میگه بیا جو اس بیا منو بکن کیرم حسابی شق شده بود اینوهم بگم که کیرمن راست شده تقریبا 28 ساخت قد و4 سانت قطر داشت ( جای دوستان خالی ) خلاصه به کیرم گفتم جوکوچولو بخواب تا صدات کنم و به سوی خانه مری راه افتادم ده دقیقه به هفت اونجا بودم و زنگ زدم مری گفت کیه ؟ گفتم منم جواس استاد مری گفت زنگ را می زنم بیابالا درباز شد ورفتم توی لابی یک اقا که آنجا نشسته بود ازمن پرسید کجا ؟ باکی کاردارید ؟ جواب دادم طبقه 4 واحد 2 گفت صبرکنین تماس بگیرم وبعد شماره ای گرفت وکمی حرف زد وبمن گفت : بفرمائید طبقه چهارم واحد 2 تشکرکردم وخودرا به طبقه 4 رساندم و جلوی واحد 2 شماره 66 رسیدم وقتی دقت کردم دیدم درب نیمه باز است سرم را از لای درب داخل خانه کردم خیلی ساکت بود وفقط صدای ملایم آهنگی کلاسیک به گوش می رسید و صدا کردم استاد مری منهم جو اس اجازه هست بیام تو صدایی از یک گوشه جواب داد تویی جو اس بیا تو من دارم دوش می گیرم بنشین برای خودت یک قهوه بریز تا من بیام …………. من گفتم حتما کمی گوش کردم صدای آب دوش راشنیدم دنبال صدارا گرفتم به یک اتاق رسیدم که لای دربش بازبود یواشکی نگاه کردم مری زیر یک دوش شیشه ای بود وداشت زمزمه می کرد وخودش را می شست یکدفعه کیرم ( جوکوچولو ) بلند شد وخبردار ایستاد می خواستم لخت شم برم سراغش که یکی بهم گفت : آروم باش دیر نمی شه اومدم تو اشپزخونه وبرای خودم یک قهوه ریختم و نشستم روی مبل تقریبا یک ربع بعد مری اومد توسالن یک شورت وکرست قزمز توری پوشیده بود ویک ربدوشام توری سفید هم روش به تن کرده بود گفتم سلام مری خوبی گفت بله من یک قهوه بریزم توهم می نوشی ؟ گفتم نه مرسی بعد اومد روبروی من روی مبل نشست من نگاه به کس وکون وممه هاش کردم وبا کیر صد درصد شق شده گفتم : لباس قرمز چقدربهت میاد مری گفت : مرسی وبعد بمن گفت : من آماده ام که به سئوالت پاسخ بدهم بپرس ولی درباره فیزیولوژی باشه گفتم حتما بعد یک کم فکر کردم وپرسیدم مدتیه این عضو فیزیولوژی من دائم راست میشه وچون یک کمی هم بزرگه همه بمن نگاه می کنند ومن هم گاهی خجالت می کشم می خواستم ببینم دلیلش چیه وچکار باید بکنم ؟ مری کمی جابجا شد وگفت بزار ساده وراحت بپرسم ازکی تاحالا احساس می کنی کیرت راست میشه ؟ یک خورده فکرکردم وگفتم ازیک سال پیش کمی بلند می شود ومی خوابید ولی چندماهه که بیدار که می شه به سادگی نمی خوابه وگاهی مجبور می شم بمالمش بجایی و یکدفعه هم یک حالی میشم مری گفت ببین جو اس تو بالغ شده ای یعنی اینکه هرمون های جنسی ات فعال شده اند و بنابراین باید شور جنسی ات خالی شود پرسیدم اگه ممکنه ساده تربگین مری گفت : ببین تو بزرگ شده ای وکیرت هم آماده کردن شده بزار برایت یک مثال بزنم کیر تو اکنوم مثل یک ماشین آماده حرکته وباید برایش یک کاراژ پیداکنی برای پارک کردن و پارکش کنی متوجه میشی ؟ گفتم تقریبا ولی این پارکینگ کجاست ؟ مری گفت : ببین شما مردا ماشین دارین یعنی کیرتون ماشینه وما زنها هم برای ماشین شما دوتا پارکینگ جلو وعقب داریم که اگه دلمون بخواد ماشینتون یعنی کیرتون را می کنیم تو کس وکونمون ( جلو و.وعقب ) یعنی کاراژمون این ها را که گفت کیرم چنان شق شد که داشت شلوارمو پاره می کرد و میامد بیرون یواشکی پرسیدم خوب من می خوام کیرم راپارک کنم چیکارباید بکنم ؟ مری گفت پارک کردن به همین سادگی ها هم نیست درسته الان کیر تو راست شده و می خواهی بری پارکینگ ولی پارکینگ هم باید آماده پذیرش کیر کلفت توراهم داشته باشه بعدش بلند شد و راه افتاد وبمن گفت دنبالم بیا رفت توی یک اتاق بزرگ منهم رفتم تو بعد یک قفس آهنی راکه وسط اتاق بود بمن نشان داد وگفت : اگر می خواهی منو بکنی باید هرچی می گم گوش واجرا کنی منهم گفتم حتما بعد بمن گفت باید بری توی قفس ویک درب کوچک قفس راباز کرد من ترسیدم و کمی ایستادم مری گفت : دوتا درب بیشتر روی تو بازنیست یا درب قفس یا درب خروج حالا انتخاب کن من یک نگاهی به کس وکون وپستونای مری وکیر ایستاده به خدمت خودم کردم ودیدم که انگار چاره ای نیست وباید برای کردن مری برم تو قفس خلاصه رفتم تو مری هم درب را قفل کرد وبمن گفت لخت لخت بشو منهم آرام آرام لخت شدم بعد لباس هایم را از یک دریچه کوچک که بازکرده بود گرفت وگفت : عجب کیر سیاه وبزرگی داری جواس من هم که کیرم را دستم گرفته بودم بطرف مری تکان داده وگفتم دیگه مال شماست ومی خواد بره تو پارکینگ های شما مری گفت : کمی منتظر باش تامن بروم وبیایم رفت و بعد از چند دقیقه لخت لخت وبایک ربدوشام توری قرمز آمد دیگه کس وکون بلوزش را خوب می دیدم به به چه کسی بلور وتمیز و تیغ کشیده پستوناش هم قلمبه وایستاده بود مری آمد باهمان حالت دور قفس گشت وازمن پرسید کسم خوبه ؟ پستونام چی ؟ کونمو می پسندی ؟ دلت می خواد توش پارک کنی کیرتو با آه وناله جواب دادم بلی مری جون کیرم داره می ترکه زود باش درب پارکینگ راباز کن ……. مری گفت : فکرکردی کوس دادن من به همین راحتیه چند ساعت باید صبرکنی تا کسم آماده بشه و بعدش نوبت پارک کردن میرسه بعد بمن گفت دست هاتو بیار جلو من آوردم وبعد ازیک دریچه دیگر که بازکرده بود به دست های من دستبند زد وگفت ببر تو من نمی دونستم چرا اینکار را کرد پرسیدم چرا دستبند ؟ گفت : موقته تا آماده شدن کامل کسم برای کیرت باید دست هایست بسته باشند منهم چاره ای جزقبول نداشتم بعد مثل گربه از قفس بالا رفت وآمد روی سقف قفس من بالا را نگاه کردم عجب کس وکونی داشت ومن کم کم بی طاقت می شدم وکیرم دیگه به حداکثر طولش یعنی نزدیک به 30 سانت رسیده بود تاحالا کیرم رابه این بزرگیی ندیده بودم بعد مری دراز کشید روی سقف و بمن گفت : می خواهی کسمو بخوری ؟ گفتم آره ولی چجوری ؟ گفت باید بیای بالا وبچسبی به قفس تا به کسم برسی ……. من کمی فکر کردم وبعد مثل خودش ازدیوار قفس رفتم بالا و خودمو نزدیکی اش بازحمت رساندم ولی آویزان بودم وخسته شدم وافتادم کف قفس : مری گفت : پس کس نمی خواهی همینجا بمان یکساعت دیگه درب راباز می کنم بری گفتم نه … من می خواهم کس تورا ساعت ها یخورم ولی چطوری توروی سقف دستهای منهم که زنجیر اینجوری نمی شه که : مری گفت : خوب صبرکن من یک فکری برای کیرت بکنم فعلا جق بزن تا من برگردم وبعد از روی قفس آمد پائین ورفت توی اتاق ………..